به گزارش اطلاعات آنلاین، مقامات آمریکایی نه تنها از خود موشک، بلکه از نحوه استفاده فعلی از آن نگران شدهاند. نیروهای ایرانی به جای پرتاب موشک در مسیرهای پیشبینیپذیر، به شکلی فزاینده مسیرهای پروازی متنوع، سرعتهای متفاوت، مانور وسایل نقلیه بازگشت به جو و حملات هماهنگ پهپادی را با هم ترکیب کردهاند که برای پیچیده کردن پاسخهای دفاعی طراحی شدهاند. چنین تاکتیکهایی، سامانههای دفاع موشکی ایالات متحده و متحدانش را مجبور میکند تا تعداد زیادی از رهگیرهای گرانقیمت را به کار گیرند و در عین حال احتمال رهگیریهای موفقیتآمیز را کاهش دهند.
خیبرشکن که برای تجهیز نیروی هوافضای سپاه پاسداران توسعه یافته، یک موشک بالستیک میانبرد با سوخت جامد است که قادر به حمله به اهدافی تا فاصله تقریبی ۱۴۵۰ کیلومتر است. برخلاف بسیاری از موشکهای بالستیک سوخت مایع قدیمیتر ایران، طراحی سوخت جامد امکان آمادهسازی پرتاب را بسیار سریعتر میکند و آسیبپذیری در برابر حملات پیشگیرانه را کاهش میدهد، در حالی که به پرتابگرها اجازه میدهد پس از شلیک به سرعت جابجا شوند. این موشک قابلیت حمل و نقل جادهای دارد و میتواند از پرتابگرهای حمل و نقل-برپاکننده پرتاب شود، که باعث میشود نسبت به سامانههای پرتاب ثابت، بسیار کمتر در معرض خطر قرار گیرد.
پیچیدگی روزافزون حملات موشکی ایران در حالی رخ میدهد که نیروهای آمریکایی در حال حاضر با نگرانیهای فزاینده در مورد ذخایر موشکهای رهگیر مواجهند. عملیات دفاع موشکی ارتش و نیروی دریایی آمریکا به شدت به سامانههای زمینی تاد و پاتریوت و ناوشکنهای AEGIS مسلح به موشکهای رهگیر SM-3 و SM-6 متکی بودهاند. درگیریهای مکرر علیه حملات موشکی ایران موجودیها را کاهش داده و نگرانی فزایندهای در پنتاگون در مورد پایداری بلندمدت در صورت ادامه درگیری با شدت فعلی ایجاد کرده است. در حالی که تصور میشود برنامهریزان نظامی آمریکا قصد داشتند بخش عمده نیروهای موشکی ایران را در زمین نابود کنند، ناکامی در این امر تا حدی به دلیل استحکامات گسترده زیرزمینی و توانایی اثباتشده ایران در بازسازی سریع پایگاههای موشکی، توانایی مداوم برای تلافی را تضمین کرده است.
با وجود قابلیتهای پیشرفته، هزینه تولید نسبتاً پایین خیبرشکن هم یک مزیت راهبردی مهم برای تهران فراهم میکند. تحلیلگران خاطرنشان میکنند که هر خیبرشکن تنها بخش کوچکی از قیمت رهگیرهای مورد نیاز برای نابودی آن را دارد. این امر نسبت هزینه-مبادله بسیار مطلوبی را برای ایران ایجاد میکند، به ویژه هنگامی که موشکها در رگبارهای بزرگ طراحیشده برای اشباع سامانههای دفاعی پرتاب میشوند. حتی حملات ناموفق هم میتوانند هزینههای مالی زیادی را تنها از طریق هزینههای رهگیر بر نیروهای مدافع تحمیل کنند. این امر توسعه موشکهای پیشرفتهتر را که تخمین زده میشود پرهزینهترند، مانند فتاح ۲، که یک وسیله نقلیه گلایدر مافوق صوت را در خود جای داده که رهگیری آن تقریباً غیرممکن است و میتواند علیه اهداف با بالاترین اولویت ایران پرتاب شود، تکمیل کرده است.
در ماه مارس، روزنامه اسرائیلی هاآرتص پس از افزایش گزارشها و افزایش تعداد فیلمهایی که به شکستهای پدافند موشکی بالستیک اسرائیل و ایالات متحده اشاره داشتند، تأیید کرد که از هر ده موشک ایرانی که علیه اسرائیل شلیک شده، هشت موشک به اهداف خود رسیدهاند. این گزارش همچنین خاطرنشان کرد که با توجه به اینکه پدافند هوایی تحت فشار قرار گرفته، میزان موفقیت همچنان در حال بهبود است. یکی از عوامل مهم تقویتکننده حملات موشکی، انهدام چند میلیارد دلاری سامانههای راداری پدافند هوایی با ارزش بالا، از جمله رادار AN/FPS-132 در قطر و دو رادار AN/TPY-2 در اردن و امارات در حملات سپاه بوده که آگاهی موقعیتی شبکه پدافند هوایی آمریکا و اسرائیل را محدود و هر دو را مجبور کرده بیشتر به رادارهای مستقر در کشتی و ایستگاه رادار AN/TPY-2 در ترکیه تکیه کنند.